یادگیری زبان انگلیسی
حال با پاسخگويي به اين دو سوال به بررسي علل اين معضل ميپردازيم.
فراگير در يادگيري زبان نياز به تمرين مكرر دارد. يك كودك كه زبان مادري را مي آموزد، چگونه تكرار و تمرين پي در پي دارد؟ و ما نيز همين تمرين و تكرار را بايستي در خصوص يادگيري زبان دوم داشته باشيم. و بايستي پذيرفت كه يادگيري زبان صرفاً تقليدي است. تقليدي كه هميشگي و در همه چيز ميباشد. ابتدا تمرين و تقليد در صدا، سپس كلمه و در نهايت جمله است و اين بهترين متد يادگيري زبان است. به پيشرفت يك كودك بنگريد، چگونه ابتدا گوش ميكند، سپس صحبت مي كند و در مرحله بالاتر خواندن و نوشتن را ميآموزد. يعني همان 4 مرحله يادگيري زبان كه هميشه مطرح بوده است (Writing-Reading-Speaking-Listening)
از نظر زبان شناسي، يادگيري تلفظ در دوران كودكي راحتتر صورت ميگيرد، بلعكس يادگيري گرامر و انبوه واژگان
كه در سنين بالاتر راحتتر ميباشد. از آنجائيكه صدها ماهيچه در تلفظ و گفتار دخالت دارند و بعضي از آنها بتدريج رشد و پيشرفت دارند و برخي ديگر در همان اوان كودكي شكل پذيرفتهاند، بنابراين يادگيري تلفظ در كودكي خيلي راحتتر ميباشد. مثلاً در تلفظ حروف l و r چه در فارسي و چه در انگليسي ، كودكان تا حدود 5 سالگي قادر به تلفظ صحيح آنها نمي باشند و با اينكه تلفظ اين دو حرف خيلي براي ايشان مشكل است ولي با تمرين و تكرار و رشد ماهيچه هاي مربوطه خيلي زود اندام صوتي خود را مطابقت داده و تلفظ ميكنند بنابراين كودكاني كه در اين سن يا حدود 5 سالگي شروع به يادگيري زبان دوم ميكنند، از نظر فيزيكي توان كنترل بيشتري روي اندامهاي صوتي و ماهيچه ها جهت تلفظ دارند. در صورتيكه در بزرگسالي ديگر قادر به تطابق اندامهاي صوتي به اين راحتي نمي باشند.
بنابراين يادگيري زبان دوم پس از اتمام يادگيري زبان مادري امكان پذير است، يعني حدود سن 5-4 سالگي به بعد و چونكه انعطاف پذيري اندامهاي صوتي در خردسالي راحتتر صورت مي گيرد و فراگير براي تلفظ بعضي از اصوات و حروف كه در زبان مادري وجود ندارد، با مشكل مواجه مي شود ، بنابراين هر چه زودتر يادگيري صورت گيرد مشكل كمتر خواهد بود. و تطابق اندامهاي صوتي با اداي اصوات و حروفي كه در زبان مادري معادلي ندارد راحتتر صورت مي گيرد. چنانچه يادگيري در سنين راهنمايي حدود 12-11 سالگي آغاز شود، چونكه اندامهاي صوتي شكل پذيرفته و ديگر قابليت انعطاف پذيري خيلي كمي دارند، فراگيران براي يادگيري زبان دوم با مشكلات عديدهاي مواجه خواهند شد. همانند تلفظ th در دو كلمه ي thin و they كه اكثر فراگيران حتي در سطوح دانشگاهي نيز تلفظ دقيق آنهارا نمي داند كه اين مورد در زبانشناسي قابل بحث است.
علاوه بر اين اگر يادگيري در سنين بالاتر شروع شود، در بعضي موارد ، به علت معارضه و دخالت الگوي زبان مادري مانند قواعد دستوري با زبان دوم، يادگيري در اين موارد روند كندي
خواهد داشت و فراگير به جهت انتقال منفي از زبان مادري به زبان دوم دچار مشكل خواهد شد. مثلاً فراگير جمله «علي با مريم ازدواج كرد.»را اينگونه بيان مي كند:
«Ali Married with Maryam» در صورتيكه كاربرد with در اين جمله انگليسي اشتباه ميباشد. ولي همانگونه كه ذكر شد يادگيري مقادير زياد دستور و واژگان به دليل رشد فكري و توان و آمادگي بيشتر ذهن فراگير، در سنين و سطوح بالاتر راحتتر و بهتر و بيشتر صورت ميگيرد. ولي در زمينه تلفظ به دلايل مذكور عكس اين مطلب صادق است.
در زمينه بررسي علل ضعف دانش آموزان در اين درس همانگونه كه قبلاً ذكر شد مهمترين عامل، زمان يادگيري است كه فراگيران متأسفانه در سيستم آموزشي ما هم اينك از سال اول راهنمايي يادگيري زبان را آغاز ميكنند كه طبق نظريه زبان شناسان خيلي دير ميباشد. بايد اذعان داشت كه فراگيران در تشخيص صدا ها و حروف مشترك مشكلي ندارند مثل f , r , t , p بلكه اشكال در مواردي است كه تفاوت وجود دارد، مثل تلفظ t , th, w كه در زبان فارسي معادل مشخصي ندارند. در اينجا وظيفه ي معلم مي باشد كه روي قسمتهايي تكيه داشته باشد كه با زبان مادري مغايرت دارد و دانش آموز را دچار مشكل خواهد كرد چرا كه در موارد مشابه، يادگيري خود به خود صورت مي گيرد. هم چنين ارزشيابي نيز بايستي بيشتر موارد اختلاف باشد.
از جمله علل ديگر ضعف يادگيرندگان مي توان گفت، چون زبان انگليسي بر اساس استرس يا فشار و تكيه صدا تلفظ ميشود و در نتيجه وقت كمتر ميگيرد. مثلاً كلمه comfortable كه انگليسي زبان /k mft bl/ تلفظ مي كند ولي چون زبان فارسي بر اساس (سيلاب) هجا تلفظ مي شود
و بالطبع زمان بيشتر مي برد، انتقال منفي صورت ميگيرد و فراگير ابتدا آن كلمه را /kamforteibel/ تلفظ مي كند.
از علتهاي مهم ديگر ضعف فراگيران، كم بودن زمان يادگيري در طول هفته ميباشد كه 15/2 ساعت براي كلاسهاي اول دبيرستان و 1 ساعت و نيم براي دوم و سوم دبيرستان ميباشد كه در اين زمان كم نبايد انتظار معجزه داشته باشيم. البته شايان ذكر است كه با توجه به وجود آموزشگاههاي آزاد زبان، اينگونه تصور ميشود كه رفع اين نقصان شده است. ولي بايد گفت كه متاسفانه ثابت شده كه بيشتر آموزشگاهها به جايتوجه به كيفيت بيشتر به كميت و مسائل جانبي پرداختهاند. همچنين داشتن لهجهنيز از جمله علل ضعف مي باشد كه دانش آموزاني كه داراي لهجه هستند بالاخص مناطق لرنشين و ترك نشين بيشتر جهت يادگيري دچار مشكل ميشوند و هر چه لهجه بيشتر باشد درجه سختي و تداخل در يادگيري زبان دوم بيشتر خواهد بود. از جمله علل ضعف كه بصورت گذرا اشاره مي كنيم مي توان به كمبود برگزاري كلاسهاي بازآموزي و ضمن خدمت دبيران زبان انگليسي نام برد، همچنين كمبود كتابهاي آموزشي مناسب، عدم تمرين و تكرار مداوم فراگيران، عدم آگاهي برخي از والدين به زبان انگليسي، عدم كارايي وكاربرد آموختهها در خارج از كلاس زبان، ارزشيابي هاي نامناسب و عدم ثبت نمرات واقعي خود دانش آموزان در ليست ، بعلت وجود نمره مستمر و كلاسي و باز بودن دست معلم در دادن نمره و در پي آن انتظارات زياد كه تمامي اين علتها به جهت ضعف سيستم آموزشي در اين خصوص ميباشد.
البته در جهت رفع نقايص ذكر شده، در جلسات و همايش ها اين موارد مكرراً به مقامات مسئول در اين زمينه ارجاع داده شده است و اميد داريم شاهد روزي باشيم كه اين نقايص رفع شود و فرزندانمان دچار اين ضعف نباشند و از همان دوران كودكي در كنار الفباي شيرين فارسي، با زبان انگليسي آشنا شوند.